خانه / بایگانی/آرشیو برچسب ها : داستان کوتاه

بایگانی/آرشیو برچسب ها : داستان کوتاه

داستان شیدا و صوفی – قسمت سوم

داستان شیدا و صوفی – قسمت سوم بابابزرگ؛ هیچوقت قفل پشت در را نمی انداخت.دیدن آن قفل کهنه نگرانم کرد.هر چه به در کوبیدم ،کسی جواب نداد.به عکاسی برگشتم.بابابزرگ آنجا نشسته بود.منتظر من.پدرم با تعجب به ما نگاه کرد.شاید دومین بار بودکه بابابزرگ،پایش را درعکاسی میگذاشت.بلند شد.من هم به دنبالش.رنگش، …

بیشتر بخوانید »

داستان شیدا و صوفی – قسمت دوم

داستان شیدا و صوفی – قسمت دوم آرش کمی آب خورد. گفتم: دزدیدیش؟ خندید. آب در گلویش گرفت؛ گفت: مگه فیلم وسترنه؟ خوشگل بود، اما دخترای خوشگل زیادی میامدن اونجا عکس بندازن. دختر ندیده نبودم که! اما یه چیزی تو نگاهش بود… ساکت شد. گفتم: معصومیت؟ گفت، آره و یه …

بیشتر بخوانید »

داستان شیدا و صوفی – قسمت اول

داستان شیدا و صوفی – قسمت اول خیابانها همه شبیه هم بودند.تا حالا زندان نرفته بودم.با خودم گفتم ،باز خود شیرینی جلوی رییس؟ آخر این چه سوژه ای بود که قبول کردی؟پسر جوان پولداری به جرم قتل نامزدش در زندان است و هر لحظه ، منتظر حکم قصاص است.خانواده ی …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه – زنده بودن و زندگی

در این قسمت از سری داستان های کوتاه، داستانی با موضوع زنده بودن و زندگی را برای شما عزیزان آماده کرده ایم. پس با ما همراه باشید. داستان کوتاه – زنده بودن و زندگی یک طلبه هندی به استاد خود گفت من خیلی از مرگ میترسم. این ترس از کودکی …

بیشتر بخوانید »

داستان شیدا و صوفی

داستان شیدا و صوفی مقدمه پنج سال پیش ، این داستان نوشته شد.مجوز چاپ نگرفت.امسال وقتی آن را تبدیل به نمایشنامه کردم ، مجوز گرفت. اما شما اصل داستان اصلی را می خوانید.همان که مجوز چاپ نگرفت و دلیلش ساده بود :داستان واقعا اتفاق افتاده بود…..و شیدا ، خبرنگاری که …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه – باغبان و وزیر

داستانی بسیار خواندنی و عبرت انگیز برای ما از حکایات نادرشاه باغبان و وزیر نادر شاه کبیردر حال قدم زدن در باغش بود که باغبان خسته و ناراضی نزد وی رفت و گفت : پادشاه فرق من با وزیرت چیست ؟؟!! من باید اینگونه زحمت بکشم و عرق بریزم ولی …

بیشتر بخوانید »
برای دریافت آخرین اخبار و مطالب مهندسی آماده اید؟!
برای دریافت کد های تخفیف ها و مطالب مهندس کلاب آدرس ایمیل خود را وارد کنید.
اطلاعات شما منتشر نخواهد شد!